السيد محمد حسين الطهراني

326

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

مسائلى هستند كه از جانب پروردگار عليم و حكيم و خبيرِ به سازمان وجودى و مسير كمالى و هدف غائى انسان جعل شده است . معناى جعل خداوندى اعتبار اوست ، و اين امور اعتباريّه بين مبدأ و آفرينش انسان و بين كمال و غايت او واسطه هستند . بنده خدا با إعمال اين احكام و فرامين ، خود را به اعلى ذِروه از كمال و اوج انسانيّت مىرساند . اين احكام كه در تحت اراده و نظر خداوند اعتبار شده‌اند ، از هر امرى محكمتر و مستحكمتر و در ايصال انسان به آن هدف اصلى از خلقت موفّقترند ، زيرا مطابق با حكم عقل و با حكم شهود و وجدان هستند . معناى اعتبار اينست كه : شخص معتبِر ( كه خداوند اعتبار كننده است ) بدون ذرّه‌اى از حِقد و حسد و كينه و إعمال غرض و ملاحظه نفع شخصى و بازگشت سود و ثمرى به ناحيه خويشتن ، با ملاحظه ساختمان بُنيه و قواى مادّى و طبيعى و با ملاحظه امور نفسانى و روحى انسان ، آن را مقرّر و معيّن فرموده است . و تمام مصالح و مفاسد و اسباب موجب نجات و رستگارى و اسباب موجب هلاك و بدبختى را با دقيق‌ترين و عميقترين و كاملترين نظر محسوب داشته است ؛ آنگاه جعل حكم طبق اين نظر نموده است . همچون پزشكى كه در نهايت حذاقت است ، و پس از معاينه و مطالعه در مرض و مريض ، و بررسى دقيق در اطراف و جوانب و سوابق و لواحق و مقارنات و شرائط زمان و محلّ و ملاحظه امور ارثى و غيرها ، پس از تشخيص مرض ، داروئى را براى وى اعتبار مىكند . اين اعتبار در مقابل حقيقت يعنى در مقابل خارج و خارجيّت است ، يعنى قرار دادى و نظرى است . نظر طبيب نظر شخص معتبر است ، و فلان داروها را در نسخه براى اين مريض اعتبار مىكند . آنگاه مريضى كه مرضش امر حقيقى است ، با عمل كردن به نظريّه اعتبارى طبيب ، دارو را استعمال مىكند و بالنّتيجه شفا مييابد . شفا هم امر